رفتن به محتوای اصلی

مرکز فوق‌تخصصی ابن‌سینا | مرکز فوق‌تخصصی درمان ناباروری و سقط مکرر ابن‌سینا

خدمات

خدمات قابل ارائه در مرکز درمان ناباروری ابن سینا

ویدئو های آموزشی

53
دقیقه

پایان ناباروری - قسمت سی و سوم

برچسبها:

پایان ناباروری

49
دقیقه

پایان ناباروری - قسمت سی و دوم

برچسبها:

پایان ناباروری

یک گل پسر یک ساله
یک تشکر
یک تشکر و یک انتقاد
9 خرداد 92

رویکرد ژنومیک به عقب ماندگی ذهنی و تاخیر تکاملی

برچسب ها:

12 ارديبهشت 92

استفاده از رویکردهای نوین ژنومیک در حل مشکلات قدیمی ژنتیک پزشکی، توانایی ها، چالش ها و فرصت های جدید

برچسب ها:

اطلاعات پزشکی

1
2
3
4
از زمانی که استفاده از پارازیت‌های ماهواره‌ای برای مقابله با امواج شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای آغاز شد، این پرسش نیز پیش آمده است که این امواج تا چه حد سلامتی شهروندان را تهدید می‌کنند.

«ایرج خسرونیا» رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی در گفت‌وگو با «شرق» تاکید کرد:

مؤسسه‌های پژوهشی اثر پارازیت بر سلامتی را بررسی کنند.

گروه علم: از زمانی که استفاده از پارازیت‌های ماهواره‌ای برای مقابله با امواج شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای آغاز شد، این پرسش نیز پیش آمده است که این امواج تا چه حد سلامتی شهروندان را تهدید می‌کنند. در ابتدای انتشار پارازیت‌های ماهواره‌ای، بسیاری از سازمان‌ها و مقام‌های مسئول از وجود چنین امواجی یا منشأ انتشار آن ابراز بی‌اطلاعی و در نتیجه از خود سلب مسئولیت می‌کردند. اما در چند سال اخیر وضعیت تا حدود زیادی تغییر کرده است. برخی مسئولان با قاطعیت می‌گویند با توجه به اینکه تاکنون هیچ تحقیق علمی‌ای نشان نداده است که این امواج برای سلامتی انسان زیان‌آور است، نگرانی در این زمینه‌ها نیز موضوعیت ندارد. اما از طرف دیگر بسیاری از کارشناسان نیز روی این موضوع تأ‌کید می‌کنند که فقط چند کشور محدود در دنیا امواج پارازیت ماهواره‌ای ارسال می‌کنند و در نتیجه تاکنون هیچ تحقیقی در زمینه میزان خطرآفرینی این امواج صورت نگرفته است. به‌تازگی نیز بسیاری از کارشناسان در مورد خطرهای احتمالی این پدیده سخن گفته‌اند که خوشبختانه این‌بار با استقبال برخی مسئولان همراه بود. به گفته این کارشناسان و مسئولان، با توجه به گسترش استفاده از چنین امواجی و آشکارنبودن مشخصات فنی و مکان انتشار این امواج، لازم است تحقیقات کافی در این زمینه انجام شود. به همین مناسبت با دکتر «ایرج خسرونیا»، رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی و عضو هیأت‌مدیره سازمان نظام‌پزشکی تهران به گفت‌وگو نشستیم تا به بررسی این موضوع بپردازیم که اصلا امواج پارازیت چه خطرات بالقوه‌ای را می‌توانند ایجاد کنند و برای انجام یک پژوهش علمی مستقل که بتواند به همه پرسش‌های مطرح‌شده در این زمینه پاسخ دهد، چه رویکردی را باید اتخاذ کرد.
‌‌‌
‌ امروزه صحبت‌های بسیاری در مورد امواج ماهواره‌ای و پارازیت‌ها مطرح می‌شود. می‌خواستم پیش از اینکه وارد بحث اصلی شویم، کمی در مورد ماهیت خود موج‌ها به ما اطلاعات بدهید تا بدانیم موج چیست.
موج یکی از پدیده‌های فیزیکی است که می‌تواند بدون نیاز به محیط مادی در فضا منتشر شود و انرژی را با خود منتقل کند. امواج مختلفی در فضای پیرامون ما وجود دارد که هرکدام از آنها ویژگی‌های متفاوتی دارند برای مثال طول ‌موج آنها متفاوت است و به همین دلیل، انرژی‌شان هم متفاوت است. امواج انواع بسیاری دارند و به همین دلیل هم زمینه کاربرد آنها بسیار متفاوت است. طول ‌موج بسیاری از امواج الکترومغناطیس بسیار کوتاه یا بسیار بلند است و به همین دلیل هم ما نمی‌توانیم این امواج را با چشم خود ببینیم. ما فقط بخش کوچکی از طیف الکترومغناطیس را با چشم خود می‌بینیم که این محدوده نور مرئی نام دارد. بقیه امواج طیف الکترومغناطیس را نمی‌توان با چشم دید؛ مانند پرتوهای فروسرخ یا فرابنفش.

‌ در کل این امواج برای سلامتی انسان چه ضررهایی دارند؟
هر دستکاری‌ای که انسان در محیط‌زیست و پیرامون خود انجام می‌دهد، هم منافع دارد و هم مضرات. این موضوع در علم پزشکی هم ثابت شده است. همه داروهایی که ساخته می‌شوند، موادی دارند که برای درمان بیماری یا کاهش دردهای بیمار مفید است، اما نکته اصلی این است که ممکن است همین دارو ضررهایی هم داشته باشد. امواج هم این ویژگی دوچهره‌بودن را دارند یعنی هم می‌توانند مفید باشند و هم مضر. هم‌اکنون در محیط پیرامون ما امواج بسیار زیادی وجود دارد که از فضا می‌آید. امواج بسیار زیادی دیگری هستند که بشر آنها را تولید و منتشر می‌کند و هدف از انتشار آن نیز تبادل اطلاعات است. بسیاری از امواج در پزشکی هم کاربردهای زیادی دارند. برای مثال لیزر هم یکی از انواع امواج است که در پزشکی و جراحی بسیار کاربرد دارد. یکی از نکاتی که باید در مورد امواج بدانیم این است که هرچه طول ‌موج کمتر باشد، انرژی‌اش بیشتر است و ممکن است آثار زیانبار بیشتری نسبت به امواج با طول‌ موج بلند بر بدن انسان داشته باشد. عامل دیگری که در مورد آثار زیانبار این امواج مهم است، فاصله فرد تا منبع این تابش است. هرچه فاصله فرد با منبع تابش کمتر باشد، انرژی بیشتری به بدن فرد می‌رسد و بیشتر ضرر دارد. برای مثال از پرتوهای ایکس برای عکس‌برداری پزشکی زیاد استفاده می‌کنند. اگر این امواج از فاصله زیاد به بدن انسان برسد، تأثیر کمی دارد و هرچه فاصله انسان از این منبع انرژی کمتر شود، تأثیر آن هم بیشتر می‌شود. مدت زمانی هم که فرد در معرض این گونه تابش‌ها قرار می‌گیرد، بسیار مهم است. اگر این امواج به مدتی طولانی به کسی برسد، ممکن است او را به بیماری‌‌های خاصی دچار کند.

‌ امواج پارازیت چه ضررهایی دارند؟
من قبل از اینکه بحث را ادامه دهم، ابتدا روی این موضوع بحث می‌کنم که ضرر امواج فقط به پدیده امواج پارازیت محدود نمی‌شود و بسیاری از امواج دیگر هم مانند امواج تلفن‌های موبایل یا مایکروویو آشپزخانه هم ممکن است خطراتی داشته باشند. نکته بسیار مهم این است که هم‌اکنون در دنیا درباره مضرات پارازیت‌ها در حال تحقیق و بررسی هستند، ولی هنوز آثار و شواهد مستندی درباره اینکه این امواج چه خطرات یا بیماری‌هایی را به بار می‌آورند، منتشر نشده است. به بیان دیگر مقاله چاپ‌شده‌ای که اثبات کند امواج پارازیت ماهواره‌ای تا چه حد مضر هستند، چاپ نشده است ولی اثرات سوء پارازیت‌ها را به عینه می‌توان دید.

‌ برای مثال این اثرات نامطلوب در چه افرادی بیشتر مشهود است؟
این اثرات را می‌توان در جنین‌ها یا افرادی که پوست‌های حساس و آسیب‌پذیری دارند، بهتر و بیشتر مشاهده کرد. سرطان پوست، سرطان مغز استخوان و دیگر انواع سرطان‌ها، از بیماری‌های مهمی است که ممکن است بر اثر تابش شدید و طولانی‌مدت پرتوهای ایکس پدید آید. ریزش مو نیز از دیگر پیامدهای پرتوهای ایکس است. این در حالی است که پرتوهای ایکس در پزشکی بسیار استفاده می‌شود. می‌توان حدس زد شاید امواج پارازیت‌های ماهواره‌ای نیز بتوانند برخی از این آثار را به وجود آورند. بیماری‌های عصبی، استرس و اضطراب از جمله بیماری‌هایی هستند که ممکن است بر اثر امواج و پارازیت‌ها ایجاد ‌شوند، پس باید در مورد تأثیر این امواج بر سلامتی شهروندان تحقیق جامع و کاملی صورت گیرد.
‌ گفتید مقاله چاپ‌شده‌ای نداریم که نشان دهد امواج پارازیت بر سلامتی انسان چه ضررهایی دارد. از طرف دیگر مخالفان پارازیت هم می‌گویند استفاده از پارازیت پدیده مرسومی در جهان نیست و فقط در چند کشور از این پارازیت‌ها استفاده می‌کنند و به همین دلیل پژوهشی درباره مضرات آن صورت نگرفته است؛ به بیان دیگر چاپ‌نشدن مقاله در این زمینه به این معنی نیست که این امواج واقعا ضرر ندارند.
من هم نگفتم بی‌ضرر است. من می‌گویم به احتمال قریب به یقین مضر است، اما در مقاله‌ای این آثار زیان‌بار ثبت نشده است و ما هم نمی‌توانیم به چنین پژوهش یا تحقیقاتی استناد کنیم و بگوییم چنین چیزی در فلان مقاله چاپ شده است.
‌ به‌نظر شما راهکار مناسب در این زمینه چیست؟ چگونه می‌توان کمبود متون علمی را در این زمینه جبران کرد؟
ما هم‌اکنون در ایران، بخش‌ها و گروه‌های تحقیقاتی بسیار زیادی داریم. دولت نیز بودجه‌های بسیاری در اختیار این گروه‌های پژوهشی قرار می‌دهد. خوب است که برخی از این گروه‌های تحقیقاتی و پژوهشی، موضوع پارازیت‌ها و تأثیر آن بر سلامتی انسان را به عنوان یکی از موضوع‌های تحقیقاتی خود انتخاب کند؛ یعنی پارازیت و آثار آن، یکی از پروژه‌های تحقیقاتی این گروه‌ها باشد. اکنون زمان آن رسیده است که مسئولان و همچنین محققان در این زمینه بیشتر فعالیت کنند. مگر نباید این بودجه‌ها برای تحقیقاتی هزینه شود که در ارتباط با مردم است و روی زندگی مردم تأثیر دارد؟ قرار نیست گروه‌های تحقیقاتی ما، مقاله‌هایی تولید کنند که بیگانگان و کشورهای خارجی از نتایج و دستاوردهای این مقاله‌ها استفاده کنند. دولت اگر بودجه‌ای برای بخش‌های تحقیقاتی هزینه می‌کند هدفش این است که برای مردم حاصلی داشته باشد و نتیجه آن مستقیما در دسترس مردم قرار گیرد. یکی از موضوعاتی که به‌نظر من وزارت علوم باید روی آن سرمایه‌گذاری کند، همین موضوع است، به بیان دیگر باید تحقیقات کافی در این زمینه صورت گیرد تا به‌طور قطعی و نهایی مشخص شود این امواج ضرر دارند یا ندارند. به نظر من لازم است در این زمینه تحقیقاتی صورت گیرد و حتما هم نتیجه این تحقیقات منتشر شود و به اطلاع مردم برسد. اکنون پژوهش‌های بسیاری در کشور ما انجام می‌شود که ممکن است نتایج آن اصلا سودی برای مردم و کشور ما نداشته باشد. اما این موضوع به نظر من یکی از موضوعات مناسب برای فعالیت‌های پژوهشی در این زمینه است.
‌ فرض کنید پژوهشگری می‌خواهد در این زمینه پژوهش کند. او باید به چه روشی اقدام کند، مثلا نمونه آماری افرادی که در این پژوهش هستند، چند نفر باید باشند.
پژوهش در این زمینه‌ها بسیار دشوار و وقت‌گیر است. برای مثال برای بررسی اثرات سوء امواج پارازیت، باید حدود ١٠هزار نفر از افرادی را که در چنین محیط‌هایی هستند، انتخاب کرد و آنها را در دوره زمانی طولانی‌ (مثلا ١٠ساله) زیرنظر گرفت. در هر دوره زمانی کوتاه (مثلا یک‌ماهه)، این افراد را معاینه و تأثیر احتمالی این امواج را بررسی و ثبت کرد. از طرف دیگر و به موازات این بررسی‌ها باید ١٠هزار نفر دیگر را در محیط‌های دیگری که در آنجا امواج پارازیت وجود ندارد، انتخاب کرد. این گروه دوم، شاهد نام دارد. آزمایش‌های پزشکی را که در مورد گروه اول اجرا شده بود، باید در مورد این گروه دوم نیز تکرار کرد و از مقایسه این دو نتیجه گرفت که پارازیت‌ها تا چه حد بر بدن انسان تأثیر دارند. البته به این نکته هم توجه داشته باشید کسی که این بررسی‌ها را انجام می‌دهد، نباید بداند که این افراد از چه گروهی هستند (یعنی از گروه آزمایش‌شونده اصلی هستند یا گروه شاهد)، چون در این صورت همین اطلاع ممکن است در نتیجه‌گیری وی تأثیر بگذارد. آن وقت بعد از گذشت مدت‌زمانی طولانی مثلا ١٠ سال می‌توان این آمارها را بررسی و با هم مقایسه کرد؛ مثلا تعداد سقط ‌جنین، سرطان پوست، اختلال هوشیاری، اختلال در سایر اندام‌ها و عملکردها را با هم مقایسه کرد و نتیجه گرفت آیا بین دو گروه، تفاوت معناداری از لحاظ سلامت وجود دارد یا خیر و درنهایت اینکه آیا پارازیت‌ها، سلامتی ما را تهدید می‌کنند یا خیر.
‌ چنین شیوه آزمایشی در نگاه اول بسیار خوب و مناسب به نظر می‌رسد، ولی نکته مهم اینکه ممکن است نتایج آزمایش‌ها نشان دهد که مثلا مردم تهران در اثر پارازیت‌ها دچار بیماری‌های خاصی شده‌اند، اما مردم روستا یا شهر کوچکی که در آنجا پارازیت وجود ندارد، سالم‌تر هستند. در این حالت ممکن است برخی از مدافعان پارازیت ماهواره بگویند بیماری مردم تهران به پارازیت ربطی ندارد؛ مثلا در اثر آلودگی هوا یا سبک زندگی شهرنشینی پدید آمده است. سلامتی مردم روستا نیز به دلیل تغذیه سالم یا انجام فعالیت‌های بدنی است. در این حالت باید چه کار کرد؟
این یکی از آن مواردی است که گفتم کارهای پژوهشی سخت و دشوار است. البته این مشکل نه فقط در این موضوع، بلکه در همه زمینه‌های تحقیقاتی وجود دارد و به همین دلیل در هنگام چنین پژوهش‌هایی باید به این موارد هم دقت کرد. به چنین مواردی که اشاره کردید، عوامل مداخله‌گر می‌گویند. در پاسخ به این پرسش باید توجه داشت که این‌گونه نیست که فقط هوای تهران آلوده باشد و هوای شهرستان آلوده نباشد یا فقط مردم تهران تغذیه ناسالم داشته باشند و مردم جاهای دیگر همه تغذیه سالم داشته باشند. الان هوای روستاهای کرج هم تا حدود زیادی آلوده است. پس باید به این مورد هم توجه داشت. از طرف دیگر هنگامی که یک محقق کارهای مربوط به طرح پژوهشی خود را آغاز می‌کند، باید به همه این موارد توجه داشته باشد. برای مثال آن ١٠‌هزار نفر که به عنوان افراد در معرض پارازیت انتخاب می‌شوند، همه نباید اهل یک شهر باشند بلکه از شهرهای مختلف انتخاب می‌شوند. آن ١٠‌هزار نفری هم که در معرض پارازیت نیستند نیز همه از یک شهر انتخاب نمی‌شوند بلکه اهل شهرها و روستاهای مختلفی هستند. در این حالت نقش آن عواملی را که ذکر کردید، می‌توان با روش‌های آماری به دقت بررسی و درنهایت سهم پارازیت از بیماری‌های پدیدآمده را مشخص کرد.

‌ اگر امکان دارد مکانیسم احتمالی اثر امواج پارازیت ماهواره‌ای را بر بدن انسان توضیح دهید.
همه سلول‌های بدن انسان مقدار زیادی آب دارند. وقتی امواجی با طول‌موج‌های مضر به بدن انسان می‌خورد، مولکول‌های آب سلول‌های بدن، این انرژی‌ها را جذب می‌کند و انرژی‌شان زیاد می‌شود یا ممکن است بخشی از این آب بخار شود، در نتیجه ممکن است سلول‌های بدن انسان دچار کمبود آب شود. در این حالت ممکن است سلول‌ها نتوانند دیگر وظیفه اصلی خود را به شکل درست انجام دهند. ممکن است این سلول‌ها در اثر دریافت این انرژی و اختلال در فرایند تقسیم سلولی، به سلول‌های سرطانی تبدیل شوند. پس جذب پرتوهای پرانرژی ممکن است روی مولکول‌های موجود در سلول‌ها اثر بگذارد. جذب این امواج توسط مولکول‌ها، در بدن گرما تولید می‌کند و اگر این تغییرات سلولی ادامه یابد، ممکن است به مشکلات بسیاری منجر شود، حتی ممکن است تغییرات ژنتیکی در سلول‌های بدن فرد ایجاد ‌کند. برخی از این تغییرات نیز ممکن است سرطان‌زا باشند. هر عاملی که باعث تغییرات زیاد سلولی شود، ممکن است تغییرات ژنتیکی و سرطان را به دنبال داشته باشد. هر درمان شیمیایی و هر دارویی هم که مولکول‌های درون سلولی را تغییر دهد، ممکن است به سرطان منجر شود. بنابراین اگر این پارازیت‌ها، مرتب و پیوسته ارسال شود، ممکن است باعث ایجاد سرطان شوند. البته این امواج روی جنین اثرات بیشتری می‌گذارد.

‌ این تأثیرهای نامطلوبی را که نام بردید، مربوط به کدام دسته از امواج است؟
البته وقتی در مورد این امواج صحبت می‌کنیم، منظور ما فقط امواج پارازیت ماهواره‌ای نیست بلکه شامل امواج ماهواره‌ای و ماکروویو هم می‌شود. ماکروویو آشپزخانه اگر در نزیکی بدن انسان روشن شود، ممکن است اثرهای ناخواسته‌ای بر سلامت داشته باشد به همین دلیل باید از ماکروویو آشپزخانه در زمان روشن‌بودن، فاصله گرفت. دکل‌های برق فشار قوی هم میدان‌های مغناطیسی قوی دارند و در نتیجه بر بدن افرادی که در آن نزدیکی هستند، تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل خانه‌ها را باید در فاصله تعیین‌شده و استانداردی از دکل‌های برق فشار قوی ساخت. امواج الکترومغناطیسی که از دکل‌های برق فشار قوی تولید می‌شود، به همان اندازه پارازیت‌های مختل‌کننده امواج ماهواره‌ای خطر دارد.

یکی از موضوعاتی که امروزه توجه مردم را به خود جلب کرده، افزایش آمار سقط‌ جنین در خانم‌ها و کاهش قدرت باروری آقایان است که برخی دلیل این موضوع را به پارازیت‌ها نسبت می‌دهند. نظر شما چیست؟
بله، ممکن است پارازیت‌های ماهواره‌ای هم در این زمینه نقش داشته باشند ولی نکته مهم این است که فقط پارازیت‌های ماهواره‌ای در این زمینه تأثیرگذار نیستند و عوامل بسیار دیگری در اینجا نقش دارند که همان‌طور که گفتم باید با انجام پژوهش‌های گسترده، نقش هر کدام از اینها را به دقت بررسی کرد. برای مثال امروزه با توجه به فراگیرشدن تلفن‌های همراه، ما در جای‌جای شهر آنتن‌های تلفن همراه را مشاهده می‌کنیم که اینها هم بر سلامت شهروندان تأثیر منفی دارند و باید فکری به حال این موضوع کرد. افرادی که در نزدیکی این آنتن‌ها هستند نیز ممکن است دچار آسیب‌های جسمی شوند.

از زمانی که زمزمه‌های مربوط به انتشار پارازیت‌های ماهواره‌ای در کشور شنیده شد، شهروندان نسبت به ادامه انتشار چنین امواجی ابراز نگرانی کردند. این نگرانی‌ها چندین‌عامل دارد، اما مهم‌ترین دلیل نگرانی مردم، احتمال بیماری‌زا و زیان‌باربودن این امواج است.

گلایه شهروندان و سکوت مسؤولان

روزنامه شرق - فاطمه کاظمی

از زمانی که زمزمه‌های مربوط به انتشار پارازیت‌های ماهواره‌ای در کشور شنیده شد، شهروندان نسبت به ادامه انتشار چنین امواجی ابراز نگرانی کردند. این نگرانی‌ها چندین‌عامل دارد، اما مهم‌ترین دلیل نگرانی مردم، احتمال بیماری‌زا و زیان‌باربودن این امواج است. از زمان انتشار این امواج، مسئولان رسمی مرتب از بی‌ضرربودن این امواج سخن می‌گویند و بهترین دلیل‌شان هم این است که هیچ سند علمی‌ای درباره مضرات این امواج در رسانه‌های علمی منتشر نشده است. متقابلا هم منتقدان، فهرستی طولانی از بیماری‌های گوناگون را ذکر می‌کنند که امواج پارازیت‌های ماهواره‌ای پدیدآورنده یا تشدیدکننده آن است. آنان در پاسخ به نبود مدارک علمی در این زمینه نیز می‌گویند در کشورهایی که امکانات پژوهش‌های علمی وجود دارد و سنت پژوهش رایج است، پارازیتی منتشر نمی‌شود و در کشور ما و کشورهای مشابه، امکانات تحقیق جامع و کامل در این زمینه فراهم نیست. به هرروی، با توجه به اینکه مسئولان تا مدت‌ها درباره اصل انتشار پارازیت‌ها ابراز بی‌اطلاعی می‌کردند و امروزه نیز هیچ سازمان و نهادی، مسئولیت رسمی چنین کاری را برعهده نمی‌گیرد، شدت و قدرت و همچنین فرکانس این امواج و همین‌طور روش‌های ارسال این امواج ناشناخته مانده است و به همین‌دلیل، به‌طور قطع و یقین نمی‌توان درباره میزان آسیب‌زایی این پرتوها اظهارنظر کرد. با این‌همه، کارشناسان بر این باورند که در هرصورت این امواج می‌تواند موجب بیماری‌هایی همچون بیماری‌های مزمن گوش، انواع مختلف سرطان‌ها از جمله سرطان پوست، خون و مغز استخوان شود. از طرف دیگر این امواج ممکن است بر هورمون‌های بدن انسان تأثیر بگذارد و درنهایت موجب بروز نازایی هم در زنان و هم در مردان شود.
 گیجی و خستگی، ناشنوایی مزمن، التهابات و سرطان‌های پوستی، خونی، نخاع و اختلالات هورمونی و مشکلات باروری، ازجمله مواردی هستند که کارشناسان از احتمال بروز آنها در انسان بر اثر پارازیت‌ها خبر می‌دهند. هرچند مدتی طولانی از آغاز هشدارهای کارشناسان بهداشتی و پزشکی نسبت به پیامدهای بیماری‌زای این پرتوها می‌گذرد، اما مسئولان وزارتخانه‌های مرتبط (مانند ارتباطات یا بهداشت و درمان) هنوز گزارش مستندی منتشر نکرده‌اند که نگرانی‌های شهروندان نسبت به این موضوع را برای همیشه برطرف کند. به گفته پزشکان و کارشناسان، امواج روی سیستم مغز و اعصاب و تعادل انسان اثر دارد. گاهی اوقات نیز روی غدد داخلی و رحم (و به‌خصوص در زنان باردار) تأثیر منفی دارد. به گفته آنان، این امواج ممکن است باعث سقط جنین در زنان باردار و بروز عوارض مادرزادی و ژنتیک در نوزاد آنها شود. این امواج در طولانی‌مدت نیز روی پرده گوش و سیستم شنوایی تأثیراتی منفی دارد. همچنین تعداد زیادی از افرادی که در معرض این امواج هستند، به‌طور غیرعادی عصبی هستند و اضطراب و هیجان دارند. گاهی اوقات هم این پارازیت‌ها به اختلالات قلبی و عروقی در افراد منجر خواهد شد. حتی امکان دارد امواج رادیویی روی مغز و استخوان هم تأثیر بگذارد و در ساختار سلول‌های آن تغییراتی ایجاد کند. این موضوع نیز ممکن است احتمال ابتلا به انواع سرطان‌ها و بیماری‌های خونی را به‌دنبال داشته باشد.
در کنار تمامی اخبارهای ضدونقیض مربوط به پارازیت‌ها، آنچه بیش‌ازهمه، توجه‌ها را به خود جلب می‌کند، اخبار افزایش تعداد مراجعه‌ شهروندان به مراکز درمانی است که بنا بر گفته برخی کارشناسان، ناشی از اثرات پارازیت‌های ماهواره‌ای است. هرچند بسیاری از متخصصان به دلایل مختلف، تمایلی ندارند که درباره افزایش مراجعه شهروندان به مراکز درمانی به دلیل عوارض پارازیت‌ها، سخنی بگویند یا در این‌باره نظر دهند، دکتر «ابوالفضل نجاران»، متخصص مغز و اعصاب در گفت‌وگو با همشهری می‌گوید: «از زمانی که بحث پارازیت‌های ماهواره‌ای مطرح شد، افراد مبتلا به سردردهای شدید و عصبانیت و دارای علائم افسردگی، بیشتر به مطب‌ها مراجعه می‌کنند. همچنین تعداد کسانی که به حملات شدید‌ ام‌اس دچار می‌شوند نیز افزایش‌ یافته است.» به گفته این متخصص مغز و اعصاب، این امواج در مجموع، روی تمام سلول‌های مغز، نفوذ و روند فرسایشی مزمنی را ایجاد می‌کنند. همچنین چه امواج موبایل، چه ماهواره و چه تلویزیون، طول‌عمر را کوتاه می‌کنند و حتی روی حیوانات هم تأثیری منفی دارند. دکتر «مجتبی خاکپور»، متخصص مغز و اعصاب نیز معتقد است این امواج اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدتی بر افراد بر جای می‌گذارد. دکتر«خاکپور» می‌گوید: «این امواج اثرات کوتاه‌مدتی روی افراد دارد، مثل سردرد یا حالت تهوع و استفراغ. این امواج اثرات بلندمدتی نیز بر افراد مسن یا افراد با سنین پایین‌تر می‌گذارد. این امواج در افراد مسن می‌تواند باعث آریتمی قلبی یا توقف قلب شود و در نوزادان و در درازمدت نیز مشکلاتی جسمانی برای کودکان ایجاد  و آنها را مستعد ابتلا به سرطان خون می‌کند». البته دکتر «نجاران» علاوه بر افزایش تعداد مراجعه‌ها، به نکته مهم دیگری هم اشاره می‌کند و می‌گوید: «هنوز به‌طور علمی و دقیق نمی‌توان گفت این‌ عوارض به‌علت پارازیت‌ها و امواج موجود در فضا پدید آمده که البته دبیر انجمن سرطان ایران نیز با این گفته موافق است.» دکتر «پیام آزاده»، آنکولوژیست و عضو هیأت‌علمی دانشگاه علوم‌پزشکی شهیدبهشتی نیز با تأیید این موضوع می‌گوید: «ما در مورد اینکه پارازیت‌ها چه آثار سوئی ممکن است داشته باشد، فقط در حد فرضیه می‌توانیم نظر دهیم، چون تابه‌حال از نظر علمی کار پژوهشی خاصی در این زمینه صورت نگرفته است.» با این‌همه وی به قطعی‌بودن تأثیرهای منفی امواج، به‌خصوص امواج تلفن اشاره می‌کند و می‌گوید: «این امواج باعث بروز انواع سرطان‌ها به‌خصوص سرطان مغز می‌شود.»
برخی از محققان هم می‌گویند این امواج نه‌تنها روی انسان، بلکه روی دیگر موجودات نیز تأثیرهای نامطلوبی دارند، به طوری‌که برخورد این امواج با انسان و موجودات دیگر باعث بروز اختلالات خونی می‌شود. چندی پیش خبری مبنی بر مهاجرت نیمی از پرندگان تهران به دلیل وجود امواج الکترومغناطیس دکل‌های آنتن‌های تلفن‌‌های همراه (bts) منتشر شد. این اتفاق بیانگر آن است که این تشعشعات زندگی جانوران و گیاهان را تحث‌تأثیر قرار می‌دهد و در چرخه طبیعی زندگی آنان اختلال ایجاد می‌کند. محققان محیط ‌زیست معتقدند این امواج با تأثیر روی سیستم جهت‌یابی پرندگان، حیات آنها را در معرض خطر قرار داده و سبب کوچ دسته‌جمعی آنها می‌شود. به گفته آنها، به دلیل استفاده نادرست و نابجا از این امواج، شاهد تأثیرات مخربی بر محیط‌زیست خواهیم بود که شاید اثرات آنها در سال‌های طولانی باقی‌مانده و نمود اصلی خود را در آینده نشان دهد.

نتایج طرح کشوری اپیدمیولوژی ناباروری که در سال 1391 توسط پژوهشگاه ابن سینا انجام شد، نشان می‌دهد که شیوع ناباروری در ایران بیش از 20 درصد و بالاتر از نرخ جهانی است. به این بهانه با دکتر محمد مهدی آخوندی، گفت‌وگو کردیم تا بپرسیم ناباروری به چه معناست، ...

ناباروری یکی از مشکلاتی است که زوج‌های جوان را درگیر می‌کند و پیامدهای گستردۀ خانوادگی، اجتماعی و روانی برای آن‌ها به دنبال دارد. نتایج طرح کشوری اپیدمیولوژی ناباروری که در سال 1391 توسط پژوهشگاه ابن سینا انجام شد، نشان می‌دهد که شیوع ناباروری در ایران بیش از 20 درصد و بالاتر از نرخ جهانی است. به این بهانه با دکتر محمد مهدی آخوندی، رییس پژوهشگاه و مرکز درمان ناباروری ابن سینا گفت‌وگو کردیم تا بپرسیم ناباروری به چه معناست، چه عواملی در آن دخیلند و ...

 

آقای دکتر آخوندی، با سپاس از شما که این گفت‌وگو را پذیرفتید. به‌عنوان متخصصی که سال‌هاست در این زمینه فعالیت می‌کنید، ناباروری را به‌عنوان یک بیماری، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

با سلام و وقت به‌ خیر. ناباروری بیماری خاص و ویژه‌ای است و حتی می‌توان گفت با دیگر بیماری‌ها کاملاً متفاوت است.این تفاوت و ویژگی به این دلیل است که تا زمانی که فرد ازدواج نکرده است یا زوج تصمیم به بچه دار‌شدن نگرفته باشند، اساساً هیچ نگرانی یا تصوری از این مشکل یا بیماری وجود ندارد. مشکل از زمانی بروز می‌یابد که زوج تصمیم به بارداری بگیرند و تا پیش از آن، احتمال وجود چنین مشکلی برای زوج مطرح نیست.

 

 یعنی اگر زوج قصد بچه‌دار شدن نداشته باشند، در هر سنی که باشند، اصلاً چنین مشکلی برایشان مطرح نمی‌شود.

بله، یعنی حتی اگر سن زوج بالا باشد، وقتی خودشان نخواهند بچه‌دار شوند، به‌راحتی دربرابر پرسش‌ها یا شماتت‌های اطرافیان می‌ایستند و آزرده نمی‌شوند. مشکل زمانی آغاز می‌شود که زوج تصمیم به بارداری می‌گیرند، اما موفق نمی‌شوند. از اینجا نگرانی‌های زوج و اطرافیان آغاز می‌شود. البته، این مشکل نیز محدود به دوران ما نیست. از ابتدای خلقت اساطیر و آیین‌های گوناگونی دربارۀ باروری و ناباروری در سراسر جهان وجود داشته است. در فرهنگ ایران نیز کنایه‌هایی مثل اجاق کور یا دعاهایی مانند خدا دامنش را سبز کند، نشان‌دهندۀ اهمیت باروری است. در قرآن نیز، قصص گوناگون مانند داستان، ابراهیم، ذکریا و عیسی نشان می‌دهد که مسئلۀ باروری چه‌قدر مهم بوده است.

 

همان‌طور که اشاره کردید، باروری در فرهنگ ما همیشه بسیار مهم بوده است. پیش از کشف روش‌های درمان ناباروری، زوج‌های نابارور چگونه با این مشکل مواجه می‌شدند؟

وقتی زوج‌ها با این مشکل مواجه می‌شدند، سامان زندگی‌شان به هم می‌ریخت. هنوز هم این اتفاق می‌افتد. بسیاری به سراغ درمان‌های غیرعلمی، داروهای گیاهی و روش‌های خرافی می‌روند که طبعاً نتیجه‌بخش نیست. پس از مدتی نیز ممکن است کار به طلاق یا چندهمسری بکشد. مخاطراتی مانند خشونت و انزوا نیز همواره خانواده‌های نابارور را تهدید می‌کند.

 

بنابراین، روش‌های درمان ناباروری نجات‌بخش بسیاری از خانواده‌ها بوده است. روند کشف این روش‌ها از چه زمانی در دنیا آغاز شد و این علوم کِی به کشور ما وارد شد؟

در سال 1978 یعنی مصادف با بحبوحۀ انقلاب اسلامی، انقلاب بزرگی در علم تولید مثل رخ داد. یعنی نخستین طفل آزمایشگاهی که حاصل تلقیح اسپرم و تخمک در آزمایشگاه بود، به دنیا آمد.این اتفاق تحول بزرگی در علم پزشکی بود و این گونه بسیاری از زوج‌ها که نازا محسوب می‌شدند، به داشتن فرزند امیدوار شدند. البته، اوایل بسیاری آن را یک دروغ بزرگ قلمداد می‌کردند. اما رفته‌رفته واقعیت علمی آن اثبات شد. اما به دلیل انقلاب و پس از آن، جنگ تحمیلی، ده سال طول کشید تا این فناوری وارد ایران شود.

 

آقای دکتر، اعلام شد که شیوع ناباروری در کشور ما حدود 20 درصد است. این آمار نشان‌دهندۀ وسعت و شدت این مشکل در جمعیت ما است. نرخ ناباروری در دنیا چگونه است و آیا می‌توان گفت آمار ناباروری در کشور ما نگران‌کننده است؟

 سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده که نرخ کلی ناباروری حدود 12 تا 15 درصد جمعیت است، ولی از همۀ کشورها درخواست کرده است که شیوع ناباروری را در کشور خود ارزیابی کنند. از اول انقلاب آمارهای متفاوت و ضد و تفیضی در سطح استانی و کشوری ارائه شده بود که طیفی از 7 درصد تا 27 درصد را شامل می‌شد. در کل دنیا هم آمارها متفاوت است؛ نرخ ناباروری در آفریقا بسیار بالاست، حدود 30 درصد و در اروپا و آمریکا بین 10 تا 20 درصد است. لازم بود که ما هم نرخ دقیق ناباروری را در کشور مشخص کنیم تا بتوانیم به‌درستی برنامه‌ریزی کنیم.طرح کشوری اپیدمیولوژی ناباروری توسط پژوهشگاه ابن سینا و با نظارت دکتر کاظم محمد، استاد آمار دانشگاه تهران انجام شد و مشخص شد شیوع کشوری ناباروری حدود 20 درصد است. به نظر می‌رسد این آمار نسبت به دیگر کشورها بالا است و از آنجا که آمار جهانی ناباروری رو به افزایش است، باید نگران افزایش شیوع ناباروری در ایران نیز بود.

 

با توجه به گران‌بودن هزینه‌های درمان ناباروری، آیا بیمه‌ از آن حمایت می‌کند؟

رویکرد دولت‌ها به این مسئله، همواره تابعی از سیاست‌های جمعیتی بوده است. در دهه‌های گذشته که سیاست دولت کنترل جمعیت بود، هروقت درخواست حمایت  از وزارت بهداشت می‌شد، پاسخ می‌دادند که شما در جهت افزایش جمعیت کار می‌کنید! بنابراین وزارت بهداشت، مانند همۀ کشورهای پرجمعیت، از درمان ناباروری حمایت چندانی نکرد. اما اکنون که نرخ جمعیت رو به کاهش است، سیاست‌های جمعیتی نیز تغییر یافته است و از افزایش جمعیت و داشتن فرزند بیشتر حمایت می‌شود. در این شرایط ما انتظار داریم که اوضاع تا حدی عوض بشود. البته روند تغییرات و افزایش حمایت‌ها آغاز شده است. در مرحلۀ اول آزمایش‌ها را  بیمه کردند و در مرحلۀ تشخیص تا حدی به بیماران کمک شد. در مرحلۀ دوم نیز تعدادی از داروها تحت پوشش بیمه قرارگرفت. بیش از 4 سال است که بحث پوشش بیمه‌ای درمان‌ها مطرح است و ما استانداردهای آن را نیز تدوین کرده‌ایم، اما متأسفانه هنوز وزارت بهداشت اقدامی انجام نداده است. ما انتظار داریم که این جمعیت وسیع نابارور تحت پوشش بیمه قرار بگیرند تا بتوانند راحت‌تر از خدمات درمانی بهره‌مند شوند. با توجه به نرخ ناباروری و سیاست افزایش جمعیت نیز، به صلاح است که دولت به این جمعیت 20 درصدی نابارور کمک کند تا بتوانند صاحب فرزند شود.

 

بسیار خوب، حال بپرداریم به زوج‌های جوان نابارور. این زوج‌ها در وهلۀ نخست به چه آگاهی‌هایی نیاز دارند؟

 برای فهم درست ناباروری، پیش از هرچیز باید بدانیم باروری چگونه رخ می‌دهد. شرط اول بارداری این است که زن یک یا چند تخمک سالم و بالغ را در زمان مناسب آزاد کند. خانم‌ها با تخمک‌های تولید شده در تخمدان‌ها متولد می‌شوند؛ حدود یک میلیون تخمک در زمان تولد. از زمان بلوغ به مرور ماهی یک بار حدود 20 تا از این تخمک‌ها شروع به رشد می‌کنند و یکی دو تا از آن‌ها به بلوغ می‌رسند و آزاد می‌شوند. بنابراین برای لقاح به تخمک‌های سالم نیاز داریم که در زمان مناسب رها شوند. همچنین، برای لقاح به اسپرم قوی، فعال، سالم و بالغ نیاز است. شما این مقایسه رو در مقابله با تخمک بکنید. توجه کنید که در هر تپش قلب هزاران اسپرم در مرد تولید می‌شود و در مقابل این میلیون ها اسپرم فقط یک تخمک وجود دارد که باید بارور شود. ولی این اسپرم‌ها باید مسیر طولانی و پر پیچ و خم را طی کنند، از لوله ها رد شوند و به تخمک برسند. اسپرم‌ها برای طی‌کردن این مسیر حدود 10 کیلومتری و رسیدن به تخمک، حدود 12 تا 24 ساعت زمان دارند. از این همه اسپرم، تنها یک اسپرم می‌تواند در این نبرد پیروز شود و به تخمک برسد و با آن تلقیح شود. افزون بر اسپرم و تخمک و سالم،  لوله‌های رحمی و رحم هم باید سالم و طبیعی باشند تا اسپرم بتواند با تخنک لقاح یابد و در رحم لانه‌گزینی کند. محیط شیمیایی و فیزیکی بدن هم باید نرمال باشد تا لقاح انجام شود.

 

با این تعاریف، ناباروری چرا و چگونه اتفاق می‌افتد؟

اگر به هر دلیلی، یکی از عواملی را که برشمردیم، موجود نباشد، ناباروری رخ می‌دهد. در کنار این عوامل اصلی، مسائل جنبی مانند سندرم تخمدان پلی‌کیستیک، اندومتریوز، عوامل ژنتیکی، عوامل ایمونولوژیک و ده ها عامل زمینه ای و محیطی دبگر می‌توانند بر باروری تأثیر بگذارند. مهم این است که زوج‌ها پس از یک سال مقاربت منظم و بدون پیشگیری، اگر بچه‌دار نشدند، برای تشخیص و درمان علت ناباروری خود به مراکز معتبر درمان ناباروری مراجعه کنند.

 

 آقای دکتر شما به عوامل محیطی نیز اشاره کردید. لطفاً در این زمینه بیشتر توضیح دهید.

تحقیقات نشان داده است که عوامل محیطی به‌شدت بر توان باروری اثرگذارند. گفته می‌شود که طی نیم قرن گذشته، تعداد و کیفیت اسپرم آقایان به مراتب کاهش یافته است. به نظر می‌رسد عوامل محیطی مانند عوامل صنعتی، پساب کارخانه‌جات، امواج رادیویی، آلاینده‌های هوا مثل بنزین و سوخت‌ها، سبک زندگی و شیوۀ تغذیه عواملی هستند که وارد زندگی بشر شده‌اند و سلامت باروری افراد را تحت تأثیر قرار داده‌اند.

 

امروزه زندگی ما سرشار از استرس‌های گوناگون است. آیا استرس هم می‌تواند بر باروری تأثیر بگذارد؟

قطعا، تحقیقات نشان داده است که هم استرس و ناباروری بر هم تأثیر می‌گذارند، یعنی هم استرس می‌تواند ناباروری را تشدید کند، هم ناباروری خود می‌تواند استرس‌زا باشد. البته این که استرس عامل ابتدایی ناباروری باشد، هنوز اثبات نشده است، اما قطعاً بر نتیجۀ درمان تأثیر منفی دارد.

 

آقای دکتر تلقی اشتباهی در جامعه وجود دارد که ناباروری تقصیر زن است. به‌لحاظ علمی چگونه می‌توان به این تصور اشتباه پاسخ گفت؟

پژوهش‌های جهانی نشان می‌دهد 40% تا 45% عوامل مردانه، 40% تا 45% عوامل زنانه و 10% تا 15% عوامل مشترک، علت ناباروری‌اند.  بنابراین این که ناباروری را یک مشکل زنانه بدانیم، کاملاً نادرست است. پژوهش‌های ما نشان می‌دهد که متأسفانه عوامل مردانه به‌شدت در ایران بیشتر است. یعنی نزدیک 60% عوامل مردانه و حدود 30%  عوامل زنانه علت ناباروری زوج‌ها است. البته نتایج این طرح پژوهشی هنوز قطعی نیست.

 

آقای دکتر، وقتی زوجی متوجه ناباروری خود شدند، باید چه اقداماتی انجام دهند؟

خوشبختانه امروزه بیش از 95% موارد ناباروری قابل درمان است. ولی این که زوج چگونه با این موضوع مواجه شوند و وارد مسیر تشخیص و درمان شوند، بسیار مهم است. هنوز باورهای نادرستی دربارۀ ناباروری وجود دارد، اطرافیان روش‌های نادرست و خرافی پیشنهاد می‌کنند و خانواده‌ها در زندگی زوج دخالت‌های نابه‌جا و آزاردهنده می‌کنند. بنابراین توصیه می‌شود که زوج هیچ کس، حتی پدر و مادر را در جریان قرار ندهند. زیرا حتی دلسوزی‌ها و دخالت‌های آن‌ها ممکن است موجب نگرانی و استرس شود. نکتۀ مهم بعدی این است که زن و شوهر بدانند که علت ناباروری ممکن است مردانه، زنانه یا مشترک باشد. پس یکدیگر را متهم نکنند و در کنار هم وارد مسیر تشخیص و درمان شوند. تشخیص درست علت ناباروری مهم‌ترین گام در مسیر رسیدن به نتیجه است.

 

گاهی زوج‌ها زمان و هزینۀ زیادی را به‌دلیل مراجعه به تخصص‌های نامرتبط یا درمان‌های بی‌فایده هدر می‌دهند. زوج‌های نابارور برای ورود به مسیر درست تشخیص و درمان، باید به کجا مراجعه کنند؟

در تشخیص و درمان ناباروری بحث مالتی دیسیپلینری یا چند تخصصی بسیار مهم است. در تشخیص و درمان ناباروری تخصص‌های زنان، مردان و جنین‌شناسی بسیار مهمند. در واقع این کار تنها با همکاری یک تیم تخصصی امکان پذیر است. مراجعه به تخصص‌های پراکنده باعث اتلاف وقت و هزینه می‌شود و بسیاری از زوج‌ها به همین دلیل سن تولید مثل را بدون دستیابی به نتیجه می‌گذرانند و شانس داشتن فرزند را از دست می‌دهند. تخصص‌های غدد، ژنتیک، ایمونولوژی، داخلی، روانپزشکی و تغذیه نیز به‌شدت مهم و تأثیرگذارند. آزمایشگاه‌های مختلف مثل عمومی، پاتولوژی، ژنتیک، آندرولوژی و جنین شناسی نیز باید این متخصصان را در روند تشخیص و درمان یاری کنند. بنابراین، زوج‌های نابارور باید یک مرکز جامع و تخصصی درمان ناباروری را انتخاب کنند.

 

برای انتخاب یک مرکز درمانی خوب و کارآمد چه معیارهایی را باید در نظر گرفت؟

بسیار مهم است که زوج شتابزده تصمیم نگیرند. باید تحقیق کنند که پرسنل مرکز چگونه با مراجعان برخورد می‌کنند، تیم تخصصی چگونه برخورد می‌کند؟ آیا با صبر و حوصله به آن‌ها دربارۀ مشکلاتشان توضیح می‌دهند؟ آیا ارتباط منسجم بین پرسنل و تیم تخصصی وجود دارد؟ از دید پزشکان دیگر، این مرکز چگونه ارزیابی می‌شود؟ از همه مهم‌تر، اعلام شانس موفقیت درمان است؛ در هربار درمان حدود 30% شانس موفقیت وجود دارد و 100% نیست. اگر مرکزی ادعا کرد که 100%  شانس موفقیت درمان وجود دارد، دروغ است. قضاوت زوج‌هایی که در آن مرکز تحت درمانند، نیز می‌تواند کمک‌کننده باشد. رفتار تیم مدیریت درمان، فضای سالم، راحت و جذابیت مرکز، صرف زمان کافی و داشتن صبر و حوصلۀ، برخورد عاطفی پرسنل و پزشکان با زوج و ارائۀ اطلاعات کامل و دقیق از دیگر معیارهای انتخاب یک مرکز درمان ناباروری خوب و موفق است.

 

در پایان، لطفاً بفرمایید مرکز درمان ابن سینا چه ویژگی‌ها و امتیازاتی برای زوج‌های نابارور دارد؟

 ما سعی کردیم استانداردهای جهانی را در مرکزمان رعایت کنیم. همۀ تخصص‌های لازم و تجهیزات آزمایشگاهی و پاراکلینیکی در مرکز ما تجمیع شده است تا بیماران بتوانند همۀ مشاوره‌ها و خدمات لازم را یک‌جا دریافت کنند. داشتن کلینیک‌های سقط مکرر، سلامت جنسی، اندومتریوز، اهدا و پستان از جمله امتیازات مرکز درمان ناباروری ابن سیناست. داشتن کلینیک سلامت مادر، جنین و نوزاد نیز نشان‌دهندۀ این است که ما زوج‌ها را بعد از بارداری تنها نمی‌گذاریم و حتی پس از تولد فرزندشان در کنارشان هستیم. احترام به بیماران و رعایت حقوق بیماران را اصل می‌دانیم. رعایت محرمانگی و رضایت آگاهانۀ بیمار از جمله اصول بنیادین مرکز است. کلینیک ژنتیک ما دستاوردهای ممتازی در زمینۀ تشخیص و پیشگیری از بیماری‌های وراثتی داشته است. همچنین مشاوران تغذیه و روان‌پزشکی همواره در کنار بیماران هستند. همچنین، رعایت مسائل اخلاقی، شرعی و حقوقی، با استفاده از مشاوران و متخصصان زبده از دیگر شاخص‌های مرکز درمان ابن سیناست. در مجموع، می‌توان گفت ما می‌کوشیم به بیماران و مراجعان بهترین خدمات تشخیصی و درمانی را در فضایی آرام و امن ارائه کنیم.

دکتر سید علی آذین، رییس کلینیک سلامت جنسی مرکز فوق تخصصی ابن سینا، به مناسبت روز جهانی سلامت جنسی با هفته نامه سلامت مصاحبه ای داشته اند. که متن آن در ادامه می آید:

سلامت جنسی چه تعریفی دارد؟

   انجمن جهانی سلامت جنسی و سازمان سلامت جهانی در سال 2002 سلامت جنسی را این گونه تعریف کردند:

   "رفاه و آسایش فیزیکی، هیجانی، روانی و اجتماعی در امور مرتبط با جنسیت و نه تنها فقدان بیماری، اختلال عملکرد یا ناتوانی"

   این تعریف در ادامه تصریح می کند که:

   "سلامت جنسی نیازمند برخورد مثبت و توأم با احترام به جنسیت و روابط جنسی و در عین حال امکان برخورداری از تجارب لذت بخش و ایمن جنسی، به دور از اجبار، تبعیض و خشونت است. برای رسیدن به سلامت جنسی و حفظ آن، حقوق جنسی افراد باید مورد احترام، حمایت و تامین قرار گیرد."

   با گذشت 12 سال از این تعریف، از آنجایی که Sexuality که واژه "جنسینگی" به عنوان معادل فارسی در فرهنگستان زبان برای آن تصویب شده مفهومی پیچیده و چند بعدی است، دست اندرکاران سلامت جنسی موضوع روز جهانی سلامت جنسی را در سال جاری کماکان به ارائه تعریفی از بهزیوی (معادل مطرح شده بجای (Well being یا خوب زندگی کردن از نظر امور مرتبط با جنسیت اختصاص داده اند.

 

   در جامعه ما سلامت جنسی چقدر شناخته شده است؟

  متأسفانه ابعاد سلامت جنسی نه تنها در میان اغلب اقشار مختلف جامعه چندان شناخته شده نیست، بلکه مسؤولین و سیاستگذاران حوزه های فرهنگی و اجتماعی، آموزش و گاه حتی سلامت هنوز ترجیح می دهند در این خصوص بجای شواهد علمی، که البته باید متناسب با جامعه ما باشد، صرفاً با برداشت ها و ایده های شخصی به موضوع بنگرند. طی چند دهه اخیر تلاش های زیادی انجام شده تا موضوع سلامت به شکل کلی از جمله اولویت های افراد قرار گیرد اما پرداختن به سلامت جنسی هنوز هم برای برخی متولیان نظام سلامت یک دغدغه جدی نیست. به این ترتیب نه تنها خود مردم درباره لزوم توجه به سلامت جنسی کوتاهی هایی دارند بلکه مراکز ارائه خدمات متناسب که دارای کادر تخصصی مجرب باشند نیز پیش بینی نشده و در اختیار مردم نیست.

  

   تأمین سلامت جنسی چه شروطی دارد؟

   در یک نگاه کلی تامین سلامت جنسی حداقل به دو شرط اصلی نیازمند است. نخست داشتن درکی درست و علمی از امور مرتبط با جنسیت و آن چه در جامعه در جریان است؛ و دوم احترام قائل بودن برای حقوق جنسی افراد و تلاش برای احقاق آن از سوی متولیان اداره آن جامعه.

 

   چه کسی می تواند ادعا کند که از سلامت جنسی برخوردار است؟

   سلامت مفهومی کیفی و نسبی است. بنابراین همه انسان ها در طول زندگی خود در هر لحظه در نقطه ای از یک طیف قرار دارند. در موضوع سلامت جنسی نیز بر حسب سن و ابعاد دیگر سلامت جسمی و روانی، فرد می تواند از درجات متفاوتی از سلامت جنسی برخوردار باشد. یعنی مراحل رشد و تکامل جنسی را به خوبی طی کند و سپس در ادامه زندگی نیز بیشترین قابلیت های عملکردی را در کنار سایر ملاحظات جسمی، روانی و اجتماعی سلامت جنسی و باروری حفظ نماید. به همین دلیل نیز سلامت جنسی در هر سن و سالی مطرح است و اصولاً تنها به روابط جنسی بین انسان ها نیز محدود نمی شود. بنابراین کسی می تواند مدعی باشد که به لحاظ سلامت جنسی وضعیت مناسبی دارد که در خصوص جنسینگی (Sexuality) و هویت جنسی (Sexual Identity) خود یعنی مجموعه ای متشکل از هویت و نقش جنسیتی و جهت گیری، رفتار و عملکرد جنسی خود، متناسب با سایر جنبه های سلامت دچار دغدغه، مشکل یا اختلال عملکرد نباشد.

 

   سلامت جنسی روی زندگی روزمره چه تاثیراتی دارد؟

کمتر جنبه ای را می توانید پیدا کنید که در زندگی روزمره با مفهوم جنسینگی (Sexuality) مرتبط نباشد. از ابتدای صبح تا صبح روز بعد، تقریباً همه جنبه های زندگی یک فرد، اعم از وضعیت ظاهری و پوشش تا نحوه جابجایی و حمل و نقل، مناسبات و تعامل بین فردی در خانه، جامعه و محیط کار و بسیاری موارد دیگر کاملاً با مسئله جنسینگی در ارتباط هستند. این ادعا اصلاً به این معنی نیست که همه جنبه ها و رفتار بشر "جنسی" هستند و نباید در این خصوص سوءتفاهم ایجاد شود.

   بنابراین برخورداری از سلامت جنسی می تواند مستقیم یا غیرمستقیم بر زندگی روزمره یک فرد تاثیر بگذارد و از طرفی آنچه در زندگی و اطراف فرد در جریان است از جمله رفتار و سبک زندگی و همچنین ملاحظات جنسی حاکم بر محیط و جامعه، نقشی تعیین کننده در سلامت جنسی او دارند.

 

   چه عواملی سلامت جنسی را به خطر می اندازند؟

همه آن چیزهایی که سلامت جنسی افراد را تهدید می کنند الزاماً از جنس بیماری نیستند. بسیاری از افراد تنها در خصوص سلامت جنسی خود نگرانی یا دغدغه هایی دارند؛ مثلاً در مورد تصویر بدنی خود یا نحوه برخورد با تکانه های جنسی یا تصمیم گیری و مسئولیت پذیری در خصوص رفتار مناسب جنسی. برخی دیگر با مشکلاتی مواجه هستند که به خودی خود بیماری جنسی محسوب نمی شوند ولی تعامل و عملکرد جنسی را تحت تاثیر قرار می دهند؛ مثلاً مسائل جنسی در سالمندی، بارداری یا در شرایط ابتلا خود یا شریک زندگی به بیماری های مزمن یا مشکلاتی همچون خشونت های وابسته به جنسیت. بلاخره در مرتبه ای دیگر گاه افراد مستقیماً درگیر بیماری های خاص از جمله عفونت های منتقل شونده از راه تماس جنسی یا انواع اختلالات عملکرد جنسی هستند. همانطور که ملاحظه می شود طیف وسیعی از مشکلات و شرایط فردی و اجتماعی می توانند باعث به خطر افتادن سلامت جنسی افراد شوند.

 

   سلامت جنسی در برنامه های آموزشی ما چه جایگاهی دارد؟ آیا بودجه ای به منظور تحقق آن در نظر گرفته شده است؟

   همان گونه که اشاره شد سلامت جنسی مفهومی برای همه افراد در همه سنین است. به همین دلیل نیز آموزش در این خصوص در هر سنی بر حسب نیاز همان دوران لازم بوده و البته ملاحظات خاص خود را دارد. درک این موضوع بسیار مهم است چون گاه دیده می شود که به محض مطرح شدن موضوع لزوم آموزش سلامت جنسی عده ای با فرض محدود بودن آموزش ها به روابط جنسی بین انسان ها در برابر آن موضع می گیرند و فاقد دیدگاه انتزاعی نسبت به مقوله جنسینگی (Sexuality) و الزامات حفظ سلامت جنسی در هر سن هستند. به علاوه برخی نگران عواقب آموزش جنسی به نوجوانان هستند و آن را به عنوان مشوقی برای شروع زودرس فعالیت جنسی تلقی می کنند، در حالی که پژوهش های متعدد در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به خوبی نشان داده اند که وقتی "محتوای مناسب" برای هر سن "به موقع" یعنی نه زود و نه خیلی دیر و بعد از ایجاد آسیب ارائه شده، تقریباً همیشه نقش محافظت کننده داشته است. طبیعتاً در کنار آموزش، فرهنگسازی و ایجاد مهارت های خویشتن داری، تصمیم گیری درست و مسئولیت پذیری نیز باید جایگاه ویژه خود را داشته باشد. ولی تجربه اغلب کشورها نشان داده که پرداختن به موارد اخیر بدون آموزش مناسب از توان محدودی برای پیشگیری از بروز آسیب ها برخوردار است.

   با حذف درس تنطیم خانواده از دانشگاه ها که شاید تنها فرصتی بود که برخی اساتید آن هم به شکل محدود به موضوع رفتارهای جنسی و برخی مخاطرات آن بپردازند، در حال حاضر تنها فعالیت سازمان دهی شده، کلاس های موقع ازدواج است که ضمن داشتن محدودیت های خاص خود، به لحاظ زمانی نامناسب بوده و در پیشگیری از برخی آسیب ها همچون نوشداروی بعد از مرگ سهراب است. البته در شرایط فعلی همین حد از آموزش نیز باید قدر دانسته شود و مرتباً در جهت ارتقاء کیفیت آن تلاش گردد.    

 

   بهتر است از چه سنی مسائل جنسی را به کودکان آموخت؟

تجارب همان یک ماه اول زندگی (حسی و حرکتی) و تعامل نوزاد با اطرافیان می تواند بر رفتارهای مرتبط با لذت در سال های بعد تاثیر تسهیل کننده یا مهاری داشته باشد. لمس بدن و اندام تناسلی در شیرخوار پسر از 6 تا 7 ماهگی شروع  و در 15 تا 16 ماهگی خیلی بارز می شود. این کار در دخترها از حدود 10 ماهگی شروع می شود و به تناوب ادامه می یابد. این موضوع را به این دلیل عرض کردم که توجه داشته باشیم کودکان به لحاظ جنسی موجوداتی غیرفعال و خنثی نیستند و در هر سنی مشغول ارزیابی موقعیت جنسیتی خود و محیط اطراف و نشان دادن واکنش هستند. به همین دلیل نیز کنجکاوی های جنسی کودکان بسیار رایج و اغلب طبیعی است. البته صرف طبیعی بودن رفتار نباید موجب نادیده گرفته شدن آن شود. درگیری کودکان با رفتارهای جنسی اغلب نشان دهنده این است که سوالاتی وجود دارد و لازم است که او چیزهایی را فرابگیرد. بنابراین هم والدین و هم در ادامه، متولیان نظام آموزشی باید در این خصوص احساس مسئولیت کرده و ضمن کسب آگاهی و مهارت، به موقع آموزش های لازم را برای کودکان فراهم نمایند. این آموزش ها بر حسب سن و نیاز کودکان متفاوت خواهد بود. مثلاً در حالی که یک کودک پیش دبستانی لازم است در مورد مناطق خصوصی بدن خود و حد و مرزهای رفتار مجاز از سوی دیگران توجیه باشد، نمی توان آموزش جنسی به یک نوجوان 15 ساله دختر یا پسر را که بالقوه به لحاظ بیولوژیک فعالیت جنسی آنها می تواند با خطراتی مثل بارداری ناخواسته همراه شود در همین اندازه محدود نمود.

  

   آمار بالای طلاق تا چه اندازه مرتبط به عدم سلامت جنسی ماست؟

طلاق پدیده ای پیچیده و متاثر از تعیین کننده های فراوان اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. به این ترتیب در تحلیل آمار طلاق و روندی که طی دهه های اخیر شاهد آن هستیم نباید ساده انگارانه بیاندیشیم. اما از آنجایی که مناسبات جنسی زوجین نقش تعیین کننده ای در کیفیت زندگی و ابعاد مهم دیگری مثل صمیمیت و همچنین تعهد در زندگی زناشویی دارد، بی توجهی به آن در فروپاشی خانواده ها قطعاً بی تاثیر نخواهد بود. به ویژه آن که در کنار فقدان برنامه های آموزشی قابل قبول در خصوص مسائل جنسی، الگوهای رفتار جنسی و توقعات زوجین از شریک جنسی نیز همزمان با سایر مناطق دنیا،  تغییرات جدی کرده است و تامین "رضایت جنسی" طرف مقابل امروزه به دانش، نگرش مناسب و مهارت های بیشتری نیاز دارد.  

 

   راهکارهای پیشنهادی شما چیست؟

به عقیده من در درجه اول باید به حقوق جنسی افراد احترام بگذاریم. اگر این شرط اول را پذیرفتیم بقیه راه اگرچه ناهمواری هایی دارد ولی پیمودنی است. پذیرفتن این حق یعنی که نظام سلامت ما موظف است مراقبت های مربوط به سلامت جنسی را در همه سطوح پیشگیری و درمان و برای همه اقشار جامعه فراهم آورد و در این راه شبکه بهداشت و درمان کشور و همچنین عناصر حمایتی مثل بیمه ها باید احساس مسئولیت کنند. پذیرفتن این حق یعنی که آموزش مناسب و به موقع و دسترسی به اطلاعات صحیح و علمی در این خصوص باید برای افراد پیش بینی شده باشد. پذیرفتن این حق یعنی کسی در کشور ناچار نباشد تن به ازدواج اجباری دهد و بلاخره پذیرفتن این حق یعنی آن که مسئولین حق ندارند در برخی جنبه های خصوصی زندگی جنسی مردم مادامی که با منافع و ارزش های اجتماعی تعارضی ندارند دخالت کنند.

Copyright by Avicenna Research Center

Designed by