رفتن به محتوای اصلی

فرم جستجو

مرکز فوق‌تخصصی ابن‌سینا | مرکز فوق‌تخصصی درمان ناباروری و سقط مکرر ابن‌سینا

خدمات

خدمات قابل ارائه در مرکز درمان ناباروری ابن سینا

ویدئو های آموزشی

5
دقیقه

اتاق عمل و بیهوشی

کسانی که از روش های کمک باروری استفاده می کنند، و نیز بیماران اندومتریوز و دیگرانی که لازم است...

برچسبها:

بیهوشی, اتاق عمل, لاپاراسکوپی

4
دقیقه

لاپاراسکوپی

در این ویدئو، تجهیزات و ابزارهایی که به کمک آن عمل لاپاراسکوپی انجام می شود و...

برچسبها:

لاپاراسکوپی

اهمیت تشخیص و درمان سندرم تخمدان پلی کیستیک
عوارض مصرف خودسرانه قرص های پیشگیری از بارداری در ماه مبارک رمضان
تبریک به دکتر زرنانی
9 خرداد 92

رویکرد ژنومیک به عقب ماندگی ذهنی و تاخیر تکاملی

برچسب ها:

12 ارديبهشت 92

استفاده از رویکردهای نوین ژنومیک در حل مشکلات قدیمی ژنتیک پزشکی، توانایی ها، چالش ها و فرصت های جدید

برچسب ها:

اطلاعات پزشکی

1
2
3
4
در کشور بیش از سه میلیون زوج نابارور وجود دارد که متأسفانه در بهترین شرایط تنها حدود یک‌میلیون این زوج‌ها قادرند از خدمات درمان ناباروری استفاده کنند.

معاون فنی دفتر سلامت جمعیت خانواده و مدارس وزارت بهداشت گفت: وزیر بهداشت دستور داده تا تمامی تلاش‌ها برای ایجاد یک صندوق انجام شود و یا مخارج درمان ناباوری تحت پوشش بیمه قرار گیرد. ذیل پوشش بیمه قرار گرفتن درمان ناباروری، هدف اصلی وزارت‌خانه است.

 

دکتر محمد اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار مهرخانه، آمار ناباروری را حدود 20 درصد اعلام کرد و گفت: بر این اساس در کشور بیش از سه میلیون زوج نابارور وجود دارد که متأسفانه در بهترین شرایط تنها حدود یک‌میلیون این زوج‌ها قادرند از خدمات درمان ناباروری استفاده کنند.

 

تنها 25 درصد از زوج‌های نابارور قادر به تأمین هزینه‌های درمانی خود هستند

وی ادامه داد: برآوردها و گزارش‌های غیررسمی نشان می‌دهد حدود 2 میلیون از زوج‌های نابارور توان مالی پرداخت هزینه‌های درمانی و دریافت خدمات را ندارند و به همین دلیل به سراغ مراکز ناباروری نمی‌روند؛ لذا تنها حدود 25 درصد این افراد قادر به تأمین هزینه‌های درمانی خود هستند.

 

معاون فنی دفتر سلامت جمعیت خانواده و مدارس وزارت بهداشت با بیان این‌که بحث ناباروری در دو محور پیشگیری و درمان قابل پیگیری است، تصریح کرد: معاونت سازمان غذا و دارو با کاهش قیمت داروهای ناباروری به حل این مشکل تا حد بسیاری کمک کرده است؛ به‌گونه‌ای‌که پرداخت هزینه‌ها برای تعداد قابل توجهی از افراد جامعه آسان‌تر شده است. کاهش قیمت داروهای ناباروری اقدام خوبی بوده است.

 

ازدواج در سنین بالا و دیر اقدام‌کردن برای فرزندآوری از دلایل عمده ناباروری

اسلامی با بیان این‌که اقدامات در حوزه درمان توسط معاونت درمانی وزارت‌خانه پیگیری می‌شود، گفت: فعالیت‌های دفتر سلامت جمعیت خانواده و مدارس وزارت بهداشت بر پیشگیری از ناباروری متمرکز است و اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی در خصوص باید‌ها و نبایدهایی که مردم باید آن‌ها را رعایت‌کنند، از وظایف اصلی این دفتر است و در این زمینه کار می‌کنیم.

 

معاون فنی دفتر سلامت جمعیت خانواده و مدارس وزارت بهداشت سن را یکی از عوامل مهم در ناباروری دانست و افزود: ازدواج در سنین بالا و اقدام دیرهنگام برای بارداری، در معرض دود سیگار قرار گرفتن، مصرف دخانیات، چاقی و در معرض برخی از امواج قرار گرفتن نقش مهمی در ناباروری دارد.

 

میزان ناباروری در زنان و مردان مساوی است

وی ادامه داد: میزان ناباروری در زنان و مردان حدوداً مساوی است و 50 درصد مربوط به مردان و 50 درصد مربوط به زنان است. باید شیوه زندگی سالم و تأثیر آن در کاهش ناباروری را فرهنگ‌سازی کرد تا از ناباروری‌هایی که اکتسابی است و فرد در طی زندگی خود آن را کسب می‌کند، پیشگیری شود.

 

دستور وزیر بهداشت برای ایجاد صندوق کمک به تأمین‌ هزینه‌های درمانی ناباروری

اسلامی به دستور وزیر بهداشت در خصوص ایجاد یک صندوق برای کمک به تأمین‌ هزینه‌های درمانی ناباروری اشاره کرد و گفت: وزیر محترم بهداشت، دستور داده تا همه برای ایجاد یک صندوق تلاش کنند و یا مخارج درمان ناباوری تحت پوشش بیمه قرار گیرد. بسیاری از هزینه‌های درمانی تحت پوشش بیمه است، ولی هنوز هزینه‌های درمان ناباروری تحت پوشش بیمه نرفته است. ذیل پوشش بیمه قرار گرفتن درمان ناباروری، هدف اصلی وزارت‌خانه است و در تلاشیم اگر همه آن محقق نشد، این مسئله گام‌به‌گام پیش رفته و حل شود. 

در سیاست‌گذاری‌های دولت از اداره سلامت مادران انتظار می‌رود که میزان مرگ‌ومیر مادران باردار خود را تا پایان سال 94 به 15 در 100 هزار برساند. در سال گذشته این اداره میزان مرگ‌ومیر مادران باردار (MMR) را 19.7 گزارش کرده است.

اداره سلامت مادران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بیش از 20 سال است که در راستای حفظ سلامت مادران و انجام زایمان ایمن فعالیت دارد. فعالیت‌های این اداره از آن زمان تاکنون توانسته است گامی بزرگ در جهت کاهش مرگ‌ومیر مادران در اثر بارداری و زایمان باشد. دکتر فرحناز ترکستانی؛ متخصص زنان، زایمان و نازایی، قریب سه‌سال است که ریاست این اداره را برعهده دارد. مهرخانه، با او در خصوص موضوعات متفاوتی از قبیل وضعیت بارداری و سلامت مادران در کشور به گفت‌‌وگو نشسته است که در ادامه می‌خوانید.

 

-    به عنوان اولین سؤال بفرمایید اداره سلامت مادران با چه هدفی تأسیس شد و بیشترین برنامه‌های این اداره متمرکز بر چه حوزه‌هایی است؟

میزان مرگ‌ومیر مادران باردار از آغاز بارداری تا 6 هفته پس از زایمان، جزو یکی از شاخص‌های اصلی توسعه کشورها است و در دنیا از اهمیت ویژه‌‌ای برخوردار است. اقدامات اداره سلامت مادران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در جهت حفظ سلامت و مراقبت مادران باردار در این بازه زمانی است. برای داشتن مادرانی سالم باید مراقبت‌ها از پیش از بارداری آغاز شود و تمامی برنامه‌های ما نیز بر محور سلامت و مراقبت از مادر اجرا می‌شود. 

 

-    به‌نظر می‌آید میزان مرگ‌ومیر مادران و نوزادان در زایمان و مراقبت‌های اولیه آن تقریباً به صفر رسیده است، آیا این تصور درست است؟ در غیر این‌صورت آخرین آمار کشور چیست؟

مطابق اهداف توسعه هزاره سازمان بهداشت جهانی، میزان مرگ‌ومیر مادران باردار تا پایان سال 2015 باید به سه‌چهارم اولیه هر کشور برسد. کشور ما خیلی زودتر از موعد به این رقم رسید. در سیاست‌گذاری‌های دولت از اداره سلامت مادران انتظار می‌رود که میزان مرگ‌ومیر مادران باردار خود را تا پایان سال 94 به 15 در 100 هزار برساند. در سال گذشته این اداره میزان مرگ‌ومیر مادران باردار (MMR) را 19.7 گزارش کرده است.

 

-    عمده‌ترین مسایلی که در حوزه سلامت مادران وجود دارد، چیست و شما برای این مسایل چه برنامه‌هایی داشته‌اید؟

به‌منظور کاهش علل مرگ‌ومیر قابل اجتناب، نظام مراقبت مرگ‌ مادر را داریم. تمامی مرگ‌های مادری اعم از این‌که مربوط به حاملگی باشد یا نباشد، بلافاصله به اداره سلامت مادران گزارش، ارزیابی و دسته‌بندی می‌شود. شایع‌ترین علل مرگ‌ومیر مادران، خونریزی بعد از زایمان، مسمومیت بارداری، بیماری‌های قلبی، عفونت‌ها و اختلالات ترومبوآمبولی است که برای هرکدام دستور‌العمل‌های علمی و اجرایی مخصوصی وجود دارد که به بیمارستان‌ها ابلاغ می‌شود.

 

-    با توجه به ابلاغ سیاست‌های جمعیتی، آیا این اداره در این خصوص برنامه‌ای را طراحی و تدوین کرده است؟

هدف اصلی، سلامت مادر و نوزاد است. بنابراین باید به‌گونه‌ای عمل شود که با ابلاغ سیاست‌های جمعیتی، سلامت مادر و کودک به مخاطره نیفتد. شناسایی مشکلات پیش از بارداری کمک شایانی به سلامت مادر و نوزاد خواهد داشت. برای مثال اگر مادری از دیابت خود اطلاعی نداشته باشد و کنترل‌های لازم را انجام ندهد، با افزایش شدید خطر مرگ داخل رحمی جنین و خود روبه‌رو خواهد شد، اما اگر این دیابت تشخیص داده و کنترل شود، تا حد بسیاری از خطر مرگ و عوارض جنین و مادر می‌کاهد. 

 

یکی از اهداف ما در سیاست‌های جدید جمعیتی، تقویت مشاوره و مراقبت‌های پیش از بارداری است. شاید بارداری را برای تعداد اندکی از زنان که بارداری پرخطر دارند مانند بیماران شدید قلبی ممنوع کنیم، ولی بسیاری از افراد با مشاوره خوب می‌توانند بارداری موفقی را تجربه کنند.

 

یکی دیگر از مسایلی که در سیاست‌های جمعیتی بسیار مهم است نوع زایمان است. زایمان سزارین عوارض و محدودیت‌های خاص خود را دارد. هدف ما حفظ سلامت مادر است، پس به مادری که سه بار سزارین شده است، نمی‌توان اجازه بارداری داد؛ چون خطر، سلامت مادر و جنین را تهدید می‌کند. حتی ممکن است به‌دلیل چسبندگی غیرطبیعی جفت، ختم بارداری توسط پزشک زودتر اعلام شود که در این صورت کودک نارس خواهد بود. بنابراین یکی از اولویت‌های اصلی وزارت بهداشت بحث ترویج زایمان طبیعی و کاهش زایمان سزارین است. 

 

مراقبت‌های مادری با کیفیت و کمیت بالا در دستور کار وزارت بهداشت قرار دارد. تا پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری و با توجه به نیاز کشور، افزایش جمعیت همراه با حفظ سلامت مادران اتفاق افتد.

 

خدمات مراقبتی ما به دو بخش خارج بیمارستانی و داخل بیمارستانی تقسیم می‌شود که برای هرکدام دستورالعمل‌های مخصوصی وجود دارد. برای تمام ارایه‌دهندگان خدمت اعم از به‌ورز، پزشک عمومی و متخصص، وظایف مشخص شده است. در داخل بیمارستانی هم جزءبه‌جزء بیماری‌ها و وظایف هر پرسنل مشخص شده است؛ مثلاً این‌که اگر زن بارداری دچار مسمومیت بارداری، دیابت، آبله مرغان و.. باشد، چه باید کرد.

 

-    اشاره داشتید به زایمان سزارین و عوارض آن، با توجه به معایب سزارین، چه برنامه‌هایی برای ترغیب مردم به زایمان طبیعی در حال اجراست و یا قرار است به اجرا در آید؟ 

ما کلمه معایب را برای سزارین به‌کار نمی‌بریم. ما می‌خواهیم مادر یک زایمان ایمن داشته باشد؛ لذا نباید افراط یا تفریط داشت. سزارین بد نیست و اتفاقاً باعث کاهش میزان مرگ‌ومیر مادران و نوزادان شده است. ما معتقدیم سزارین‌های بی‌مورد نباید انجام شود. بسیاری از سزارین‌ها ضرورتی ندارد. صرف ترس مادر از زایمان طبیعی و یا ترغیب پزشکان، نباید سزارین انجام شود، بلکه باید به دنبال زایمانی ایمن و حفظ سلامتی مادر و جنین بود. 

 

وقتی آمار سزارین در کشور ما از آمار استاندارد دنیا بالاتر است، یعنی این روند در کشور اصولی نیست. ما علل افزایش سزارین در ایران را بررسی کرده‌ایم و سیاست‌گذاری‌ها بر اساس آن انجام شده است. تمامی پزشکان و مادران برای انتخاب سزارین دلایل خود را دارند. وظیفه ما برخورد منطقی و علمی بر اساس یک چارچوب و اصول روشن با این مسئله است. 

 

اگر بخواهم بگویم زایمان طبیعی خوب است یا سزارین؟، می‌گویم آدمی که زایمان طبیعی دارد، آدم خوش‌شانسی است؛ چراکه سزارین برایش انجام نشده است. بعضی اوقات ممکن است سزارین به نفع یک مادر باشد. در مجموع زایمان طبیعی بر اساس فیزیولوژی و طبیعت زن است.

 

در این زمینه، با توجه به ضرورت فرهنگ‌سازی، با سازمان صداوسیما تفاهم‌نامه‌ای امضا کردیم و ضرورت کاهش سزارین‌های بی‌مورد و ترویج زایمان طبیعی اعلام شده است. هم‌چنین با اداره آموزش همگانی وزارت بهداشت نشست‌هایی داشتیم و در حوزه بهداشت و درمان کلاس‌هایی با نام آمادگی زایمان برای مادران در دوران بارداری در 8 جلسه برگزار می‌شود که یک جلسه شرکت آن‌ها به اتفاق همسر خواهد بود؛ چراکه نقش اطرافیان در آماده‌کردن مادر بسیار مهم است. هم‌چنین یک ماما که در مدت بارداری همراه مادر بوده و با او ارتباط عاطفی برقرار کرده است، می‌تواند در حین زایمان برای آرامش، انجام ورزش‌های زایمان و ماساژ حضور داشته باشد. 

 

علاوه بر آن برای پزشکان دوره‌هایی گذاشتیم تا مجدد به آن‌ها موارد ضرورت سزارین آموزش داده ‌شود و بر اساس آن چارچوب، پزشک باید سزارین انجام دهد. صرف این‌که مادری قدش کوتاه است و یا جنین درشت است، نباید سزارین انجام شود. ممکن است قد مادر کوتاه باشد، ولی کودک جثه ریزی داشته باشد و... سزارین باید بر اساس تعاریف مشخصی انجام شود. وزارت بهداشت در طرح تحول سلامت، کلیه بیمارستان‌های دولتی و خصوصی را موظف کرده تا به سمت کاهش سزارین رفته و آمار خود را کم کنند؛ در غیر این‌صورت در ارزشیابی آن‌ها دخالت خواهد کرد.

 

-    خب این مسئله و طرح ترویج زایمان طبیعی، باعث شده برخی اوقات شنیده شود که در بیمارستان‌های دولتی مادر را مجبور می‌کنند به صورت طبیعی زایمان کند و این مسئله باعث به خطر افتادن سلامت مادر یا نوزاد می‌شود،.در این‌باره توضیح می‌دهید؟ 

وظیفه ما این است که کار را درست انجام دهیم، اما نمی‌توان تضمین کرد که کودک سالم است و هیچ مشکلی ندارد. 3 تا 4 درصد نوزادان ممکن است با مشکل به‌دنیا بیایند، اما به‌ندرت ممکن است که بخشی از این میزان به دلیل نوع زایمان باشد. 

 

زایمان چند مرحله دارد و هر مرحله حداقل و حداکثر زمان مخصوص به خود دارد. کلیه مراحل زایمان ممکن است 15 تا 20 ساعت طول بکشد، اما متأسفانه به دلیل این‌که مردم به بخش‌های دولتی اعتمادی ندارند، این موضوع را روی عدم رسیدگی و یا تحمیل زایمان طبیعی می‌دانند؛ درحالی‌که در بیمارستان خصوصی به‌جای طی‌شدن زمان زایمان طبیعی، بلافاصله سزارین را تجویز می‌کنند.

 

مردم باید بدانند زایمان زمان‌بر است و هیچ‌کس قبل از شروع زایمان نمی‌تواند نوع زایمان را مشخص کند. تنها روند زایمان مشخص می‌کند که لگن مادر با جنین تناسب دارد یا خیر. اگر یک پزشک در ابتدای بارداری بگوید لگن مادر بد است، حرفی کاملاً غیرعلمی است. ممکن است لگن مادر کوچک باشد، اما متناسب با جثه جنین باشد. حتی در ماه نهم هم که معاینه می‌شود، نمی‌توان به قطعیت اعلام نظر کرد و باید منتظر دردهای زایمانی ماند. برای ترس مادران از درد زایمان، نیز پروتکل زایمان بی‌درد نوشته شده تا بیمارستان‌ها آن را اجرا کنند.

 

-    خود شما به عنوان یک مسئول، ارزیابی‌تان از برنامه‌های انجام‌شده توسط این اداره برای افزایش زایمان طبیعی و تشویق مادران به این نوع زایمان چیست؟

در کل گرایش به زایمان طبیعی با توجه به شرکت در این کلاس‌ها و دسترسی به اینترنت نسبت به سه ‌سال اخیر بیشتر شده است.

 

-    به جز مقوله زایمان، برای ارتقای سلامت مادران پس از زایمان (در طول زندگی) چه اقداماتی انجام داده‌اید که این مادر بتواند با سلامتی کامل به زندگی خود بپردازد؟ آیا برای دستیابی به این امر، دستورالعمل خاصی ابلاغ شده است؟

همان‌طور که گفته شد مراقبت از مادر تا 6 هفته پس از زایمان نیز در سه مرحله ادامه دارد و مشکلات او ارزیابی می‌شود و هر آن‌چه که لازم است به او گفته می‌شود.

 

-    چندی پیش صحبت از این بود که ترتیبی داده شود تا پدران نوزاد بتوانند در حین زایمان در کنار همسرشان باشند، آیا این طرح جدی است؟ در این صورت در چه مرحله‌ای قرار دارد؟

در کشور اسلامی ایران، مسایل دینی و حریم نامحرمی مطرح است. ما به بیمارستان‌ها ابلاغ کردیم که بگذارند همراه مادر یک فرد دوره‌دیده نیز حضور داشته باشد و این موضوع در بسیاری از بیمارستان‌ها اجرا می‌شود، ولی به پدرها این اجازه داده نمی‌شود؛ چون ممکن است هم‌زمان در یک اتاق دو مادر باردار حضور داشته باشد. در بیمارستان دولتی شهید اکبرآبادی و اکثر بیمارستان‌های خصوصی، این ابلاغیه اجرا می‌شود. حضور پدر در مراکز خصوصی هم به شرایط بیمارستان بستگی دارد.

 

-    بسیار خب. این اداره برای ارتقا و حفظ سلامت نوزاد هم برنامه‌هایی دارید؟ 

اداره‌ای در وزارت بهداشت با عنوان اداره سلامت نوزادان وجود دارد که با آن هماهنگ هستیم. یکی از کارهایی که با همکاری این اداره انجام می‌شود، این است که نوزاد در ساعت اول تولد در کنار مادر باشد. در بیهوشی مادر، این کار غیرممکن است و زایمان طبیعی این شانس را به مادر می‌دهد که در اولین و مهم‌ترین ساعت زندگی کودک، این موقعیت را از دست ندهد.

 

-    یک مادر چگونه و چه زمانی باید خود را از نظر آمادگی بدنی و روحی آماده زایمان طبیعی کند؟

مقدمه آماده‌سازی مادر، پیش از ازدواج و در دوره دبیرستان است. مادر باید بداند زایمان طبیعی، طبیعی است و سزارین غیرطبیعی. متأسفانه از بسیاری از زنان سزارین‌شده که می‌پرسیم تاکنون عمل داشته‌اند یا خیر می‌گویند نه. چون سزارین را عمل جراحی نمی‌دانند؛ درحالی‌که سزارین یک جراحی بزرگ است، ولی در کل باید از ابتدای ازدواج مقدمات و فرهنگ‌سازی زایمان طبیعی آغاز شود.

 

آن‌چه مهم است این‌که مادر تصمیم بگیرد زایمان طبیعی داشته باشد. خواست و روحیه مادر، مهم‌ترین عامل است. حتی این‌که کسی ورزش نمی‌کند، بسیار مهم نیست. ما داشته‌ایم که افراد فلج ضایعه نخاعی هم زایمان طبیعی داشته‌اند. ورزش، شرط زایمان طبیعی نیست. بسیاری از مردم فکر می‌کنند اگر کسی ورزش نکرده، نمی‌تواند به صورت طبیعی زایمان کند. چنین نیست و بیشتر از همه آمادگی روحی و روانی مادر اهمیت دارد.

 

-    در میان مردم این تصور شایع است که اگر مادری زایمان اولش سزارین باشد، دیگر نمی‌تواند طبیعی زایمان داشته باشد. آیا این تصور صحیح است؟ 

خیر، صحیح نیست. حدود 20 سال پیش مطالعات فراوانی در این زمینه انجام شد و به این نتیجه رسیدند که اگر در زایمان دوم علل سزارین مانند ضربان قلب، قرار گرفتن جنین و... تکرار نشده بود، سزارین انجام نشود؛ در واقع وقتی هیچ ضرورتی برای سزارین وجود ندارد و تنها دلیل این است که مادر در زایمان قبلی خود سزارین شده است، این اتفاق تکرار نشود.

 

-    چه فاکتورهایی باید رعایت شود و مادر چند زایمان سزارین داشته باشد، دیگر نمی‌تواند طبیعی زایمان داشته باشد؟

این زایمان شرایط خاصی دارد. مادر باید از جهات مختلف مانند نوع برش در زایمان قبل، چسبندگی جفت، سابقه پارگی رحم و.. بررسی شود تا مشخص شود زایمان طبیعی برای او مقدور است یا خیر، و پس از آن با تشخیص و تأیید پزشک، این کار صورت گیرد.

 

وقتی سزارین از دو مورد بیشتر شود، عوارض آن بالا می‌رود. اگر کسی می‌خواهد بیشتر از دو فرزند داشته باشد، ریسک پارگی برش برای او کمتر از سزارین‌های بعدی خواهد بود. این‌که فاصله زایمان کمتر از 2 سال باشد و یا سزارین قبلی به دلیل تنگی لگن بوده است، می‌تواند مؤثر باشد، ولی منعی برای زایمان طبیعی نیست. افرادی با فاصله زایمانی حدود یک‌سال و نیم هم توانسته‌اند نوزاد خود را از این طریق به‌دنیا آورند.

 

-    خانم دکتر ترکستانی عزیز، ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید و توضیحاتی که ارایه کردید.

من هم از شما سپاسگزارم.

يائسگي یکی از مراحل طبیعی زندگی خانم‌هاست و همۀ خانم‌ها روزی آن را تجربه می‌کنند. یائسگی به زبان ساده، به معناي آخرين روزي است كه خانم دچار خونريزي قاعدگي طبيعي مي‏شود. اين رخداد معمولاً در سنين 45 سال به بالا اتفاق مي‏افتد.

يائسگي یکی از مراحل طبیعی زندگی خانم‌هاست و همۀ خانم‌ها روزی آن را تجربه می‌کنند. یائسگی به زبان ساده، به معناي آخرين روزي است كه خانم دچار خونريزي قاعدگي طبيعي مي‏شود. اين رخداد معمولاً در سنين 45 سال به بالا اتفاق مي‏افتد، هرچند كه ممكن است بين 40 تا 60 سالگي نيز رخ دهد. گاه قبل از فرا‏رسيدن يائسگي فرد از مجموعه علائمي كه مربوط به يائسگي است، شكايت دارد. زمان بروز اين علائم قبل از يائسگي را دوران قبل از يائسگي يا Climaetric  مي‏نامند.  اين دوران با علائمي نظير بي‌نظمي هاي قاعدگي، گرگرفتگي، اضطراب،… شروع می‌شود‌ و پس از يك دورة چند ماهه تا چند ساله به پایان مي‏رسد.

چرا يائسگي اتفاق مي‏افتد؟
براي درك پاسخ اين سؤال بايد به زمان جنيني برگرديم، يعني زماني كه جنین در رحم مادر است. در اين زمان تخمدان حاوي 10-7 ميليون تخمك است، اما تا تولد فرزند، اين تعداد به 5/1 ميليون تخمك مي‏رسد (چرا كه تخمك‏ها تحليل رفته و از بين مي‏روند ). وقتي فرد به سنين 14-12 سالگي مي‏رسد، يعني زمان بلوغ، تعداد تخمك‌ها به 000/400 عدد رسيده است. بدون وجود تخمك، تخمدان‌ها قادر به توليد هورمون‌هاي زنانه، يعني استروژن و پروژسترون نيستند. اين هورمون‌ها كه به‌طور ماهيانه ترشح مي‏شوند، به همراه دیگر وظایف، در زنان جوان مسئولیت ايجاد خونريزي ماهيانه يا قاعدگي را نيز بر عهده دارند. تعداد تخمك‌ها از زمان بلوغ تا سن50 تا 55 سالگي به تدريج كم مي‏شود و اين زماني است كه ديگر هيچ تخمكي در تخمدان‌ها باقي نمانده است. در اين زمان، ديگر هورمون‌هاي جنسي يعني استروژن و پروژسترون ترشح نمی‌شوند واثرات كمبود استروژن ظاهر مي‏شود. علائم كاهش استروژن ممكن است به آهستگي ظهور کند و يا آنكه آني باشد. گاه خونريزي‌هاي قاعدگي نامنظم يا با تأخير در دوران قبل از يائسگي ديده مي‏شود و گاه فرد دچار گرگرفتگي يا احساس داغ شدن يا تغييرات ناگهاني در رفتار مي‏شود. اين تغييرات ممكن است ناگهاني باشد و يا به آهستگي صورت گيرد و با افسردگي و بروز ناراحتي‌هاي روحي نيز همراه باشد. به هر حال، علائم يائسگي چه ناگهاني باشند چه تدريجي، بايد به‌عنوان یک رخداد طبيعي فيزيولوژيك در نظر گرفته شوند كه طي آن بافت‌هاي بدن كه به‌طور طبيعي به هورمون استروژن وابسته‌اند، به كاهش هورمون‌هاي زنانه واکنش نشان مي‏دهند.

تغييرات ناشي از يائسگي
تغييرات ناشي از تمام شدن تخمك‌ها و عدم ترشح استروژن را مي‏توان به چندين دسته تقسيم کرد:

  1. گرگرفتگي، تعريق، دردهاي عضلاني و احساس خارش پوست (برخي عنوان مي‏كنند كه گويي مورچه زير پوستشان راه مي‏رود): اين تغییرات به علائم Vaso Vagal” “يا علائم مربوط به "اعصاب واگ " معروفند. علت اصلي مراجعه خانم‌هاي يائسه به پزشك اين گونه علائم است.
  2. خشكي واژن، از بين رفتن حالت ارتجاعي بافت‌ها، كوچك شدن پستان، افتادگي رحم، تكرر ادرار و خارش و سوزش مجراي ادرار از شايع‌ترين علائم پس از يائسگي هستند. اين علائم بیان‌گر آنند كه استروژن داراي يك اثر مستقيم حفاظتي بر بافت‌هاي زنانه نظير پستان و اندام‌هاي جنسي است و بدون استروژن اين اندام‌ها شروع به كوچك شدن و پير شدن مي‏كنند. به همین دلیل است که در این دوران، درد و ناراحتي به هنگام نزديكي جنسي، علائم ادراري و افتادگي رحم و مثانه ايجاد مي‏شود.
  3. يكي ديگر از اثرات فقدان استروژن افزايش خطر سخت شدن عروق و ابتلا به بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي است. افزايش شيوع شكستگي‌هاي استخواني و سرطان‌هاي اندام‌هاي غير تناسلي نيز از اثرات كمبود استروژن هستند.
    مردان از سنين 40 سال به بالا به مقدار قابل ملاحظه‌اي بيش از زنان دچار بيماري‌هاي قلبي – عروقي مي‏شوند. اين تفاوت عمده تا سنين 50 سالگي و فرارسيدن زمان يائسگي خانم‌ها ادامه دارد و در اين موقع شيوع ابتلا به بيماري‌هاي قلبي –عروقي در خانم‌ها و آقايان يكسان مي‏شود كه به علت فقدان استروژن در زمان يائسگي است. از طرفي با فرارسيدن دوران يائسگي ذخاير كلسيم خانم‌ها كه در طول زندگي كمتر از آقايان است، زودتر تخليه می‌شود و به‌دليل فقدان استروژن، استخوان‌سازي صورت نمي‏پذيرد. بنابراین، خانم‌ها 5 تا10 برابر بيشتر از مردان دچار شكستگي مي‏شوند كه به‌دليل پوكي استخوان است. يكي از علائم قابل توجه ناشي از پوكي استخوان، كوتاه شدن قد است كه در دوران پيري رخ مي‏دهد. كوتاهي قد به دليل آن است كه استخوان‌هاي ستون فقرات نازك و شكننده شده و درست مثل جعبه‏هاي مقوايي توخالي كه با فشارهاي روي هم خراب مي‏شوند،  مهره‏ها روي هم فشرده می‌شوند و این وضعیت، گاهی باعث كاهش قد خانم‌ها تا ميزان 20 تا 30 سانتي‌متر مي‏شود و در نتيجه، افراد دچار گوژپشتي مي‏شوند.
  4. مشكلات روحي در تعدادي از خانم‌ها كه دوران يائسگي را مي‏گذرانند، ديده مي‏شود. زنان در سن يائسگي دچار افسردگي، اضطراب، احساس خستگي، بي‏خوابي و ازدست دادن ميل جنسي مي‏شوند. هنوز مشخص نيست كه آيا علت بروز اين علائم كاهش استروژن است و يا تغييرات فيزيكي كه در اثر يائسگي ايجاد مي‏شود.
  5. جنبه هاي فرهنگي اجتماعي يائسگي: در سنين 45 تا55 سالگي خانم‌هايي كه وظيفه مادري، همسرداري و مديريت خانه را بر عهده داشته‏اند، به اين نتيجه مي‏رسند كه در انجام امور معمول خانه‏داري و غيره، احساس خستگي شديد مي‏كنند. برخي از وضعيت موجود خود ناراضي مي‏شوند و از آنجا كه تغييرات دوران يائسگي همزمان با اين سنين رخ مي‏دهد، يائسگي مقصر شناخته مي‏شود.

اين پنج دسته علائم، كه شدت آن‌ها از فردي به فرد ديگر متفاوت است، گاه افراد را نزد پزشك مي‏كشاند. اما در بیشتر موارد، به‌ويژه خانم‌هایی که از علائم ياد شده آگاهند و آن را جزئي از وضعيت طبيعي اين سنين مي‏شمارند، به خوبي با آن كنار می‌آیند و علائم را تحمل مي‏كنند. البته همۀ خانم‌ها دچار اين علائم نمي‏شوند. حدود يك‌سوم خانم‌هايي كه در سنين يائسگي به‌سر مي‏برند،، بروز هيچ علامت واضحي را بیان نمي‏كنند و يك‌سوم ديگر صرفاً دچار علائمي خفيف مي‏شوند. يكي از دلايل احتمالی چنین تفاوتی آن است كه برخی خانم‌ها (به‌خصوص افرادچاق) قادرند درسلول‌هاي چربي خود قدري استروژن توليد كنند و اين مقادير كم استروژن براي محدود كردن علائم آن‌ها كافي است.

در تنظيم چرخه‌های قاعدگی و تخمک‌گذاری، سيستم‌های هورمونی بسیاری دخالت دارند كه برای بررسی وضعیت تخمك‌گذاری و یا اختلالات آن، سطوح خوني اين هورمون‌ها بايد بررسی گردد.

تست‌هاي خوني هورموني كه معمولاً در روزهاي سوم سيكل قاعدگي انجام مي‌شوند، عباتند از:

سطح FSH: سطح FSH مي‌تواند پيش‌بيني‌كنندۀ خوبي براي وجود تعداد تخمك‌هاي باقي‌مانده درتخمدان‌ها باشد. سطح بالاي FSH نشانۀ نارسایی یا تحلیل رفتن تخمدان‌ها باشد. اگر سطح FSH خيلي بالا باشد، (در حد يائسگي) تشخيص نارسایي تخمدان مطرح مي‌شود و در صورتي كه سطح آن در مرز طبيعي باشد، پزشك سطح FSH را پس از تحريك تخمدان با كلوميفن بررسي مي‌كند. اين تست تشخيص زودرس نارسایي تخمدان را امكان‌پذير مي‌كند. از طرف ديگر، پايين بودن سطح FSH بيماري هيپوگنادوتروفيك هيپوگناديسم را مطرح مي‏كند و اين بدان معنا است كه به‌دليل توليد ناكافي FSH توسط غدۀ هيپوفيز، تخمدان‌ها به‌درستی کار نمی‌کنند. در هر حال در اغلب بيمارانی كه تخمك‌گذاري ندارند، سطح FSH در محدودۀ طبيعي است و اين مي‌تواند اطمينان‌بخش باشد.

سطحLH : اين هورمون كه يك گنادوتروپين است، توسط غده هيپوفيز توليد می‌شود و اندازه‌گيري آن به اندازه سنجش سطح FSH،در بررسی وضعیت تخمدان‌ها كمك‌كننده است.

نسبت FSH: تست مفيد ديگر نسبت LH به FSH است كه معمولاً به‌طور طبيعي به نسبت يك به يك است. بالا بودن اين نسبت مي‌تواند نشانه‌اي از بيماري PCO (بيماري تخمدان پلي‌كيستک) باشد.

تيروكسين و ISH: اين تست‌ها براي بررسي عملكرد غدۀ تيروئيد انجام مي‌شود. سطح تيروكسين در بيماران مبتلا به پركاري غده تيروئيد بالا است و دركم كاري غدۀ تيروئيد، سطح TSH بالا خواهد بود.

پرولاكتين: پرولاكتين هورموني است كه به‌وسيلۀ غدۀ هيپوفيز توليد مي‌شود و سبب ترشح شير و شيرسازي مي‌شود. سطح بالاي پرولاكتين (هيپرپرولاكتينمي ناميده مي‌شود) مي‌تواند سبب اختلال تخمك‏گذاري گردد. ترشح شيري از نوك پستان كه در ارتباط با بارداری يا شيردادن به نوزاد نباشد، گالاكتوره ناميده مي‌شود. اين حالت نشان از بالا بودن سطح پرولاكتين دارد و باید بررسی شود. اگر سطح پرولاكتين بالا باشد، پزشك بايد ميزان پرولاكتين را دوباره بررسي كند تا بالابودن مداوم آن را تأیید نمايد. دلايل زيادي براي بالا رفتن سطح پرولاكتين وجود دارد كه مي‌توان به بعضي از داروهاي خاص و استرس اشاره كرد. در بعضي از زنان اين افزايش مي‌تواند به‌دليل تومور كوچك در غدۀ هيپوفيز باشد. به اين حالت پرولاكتينما ياميكروآدنوما گفته مي‏شود. در اين موراد، پزشك ممكن است راديولوژي جمجمه يا حتي CT اسكن و اسكن MRI درخواست نمايد تا اين بيماري رد شود. در هر صورت، اغلب زنان نازا با هيپوپرولاكتينما را مي‌توان به آساني با داروي بروموكريپتين درمان کرد. داروي ديگر كه براي درمان هيپوپرولاكتينما به‌كار برده مي‌شود، تجويز خوراكي Cabergoline است كه معمولاً دوبار در هفته تجويز مي‏شود. تنها در صورت بزرگ بودن بیش از حد هيپوفيز (ميكروآدنوما)، اقدام به برداشت آن از طريق جراحي مي‌كنند که شیوع آن نادر است.

Copyright by Avicenna Research Center

Designed by